تبلیغات
كتاب روزنه ای به اندیشه ها و ایده های نو - آموزش به مثابه فرهنگ، رویكردی نوین در مسائل آموزشی

كتاب روزنه ای به اندیشه ها و ایده های نو

آموزش به مثابه فرهنگ
رویكردی نوین در مسائل آموزشی
 

 
005937.jpg

دكتر محمدرضا سركارآرانی

مقاله حاضر سعی دارد تا با تبیین ویژگیهای اصلی آموزش در آمریكا و ژاپن، آموزش را در دو فرهنگ  متفاوت توصیف كند و از آن نیز فراتر رفته، تصویری از «فرهنگ آموزش» در غرب و شرق ترسیم نماید. دكتر محمدرضا سركارآرانی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در این مقاله آموزش را به مثابه یك فعالیت فرهنگی تجزیه و تحلیل می كند و پیچیدگی ها د ر اصلاحات آموزشی را ناشی ازفرهنگ آموزشی آن می داند. از این مدرس و پژوهشگر دانشگاههای ایران و ژاپن، تاكنون كتاب هایی از جمله: اصلاحات آموزشی و مدل سازی، فرهنگ آموزش در ژاپن، شكاف آموزشی و... به چاپ رسیده است. آنچه در پی می آید رویكردی است نوین به مسایل آموزشی.
برای بیشتر مردم، شام خانوادگی رویدادی است كه هر روز اتفاق می افتد و اغلب، بدون در نظر گرفتن همه جوانب پذیرفته شده این رویداد، در آن شركت می كنند. همه تقریباً به موقع سر میز می آیند و غذا می خورند. لیست غذا توزیع نمی شود، بلكه غذا را به صورت سرو شده سر میز می آورند. سپس، غذا دست به دست می شود و هر كس به هر اندازه ای كه میل دارد، از آن در ظرف خود می ریزد. معمولاً بزرگترها در این كار به كوچكترها كمك می كنند و افراد بدون در نظر داشتن موضوع خاصی به صحبت كردن می پردازند. هر كس می تواند نظر خود را بیان كند و كودكان و بزرگسالان به یك اندازه در بحث شركت می جویند.
شام خانوادگی یك «فعالیت فرهنگی» است. فعالیت های فرهنگی در قالب سناریوهای فرهنگی نشان داده می شوند و دانش عمومی درباره رویدادی هستند كه در ذهن شركت كنندگان وجود دارد. این سناریوها رفتار را هدایت می كنند و همچنین به شركت كنندگان می گویند كه چه انتظاراتی باید داشته باشند. سناریوهای یاد شده به صورتی بسیار گسترده در درون یك فرهنگ مورد استفاده قرار می گیرند و بنابراین، به سختی می توان آنها را رؤیت كرد. شام خانوادگی، فعالیت  آشنایی است كه نشان دادن همه ویژگی های معمول آن غیرعادی و عجیب به نظر می رسد. ما به ندرت درباره تفاوت ها و اختلاف آن با آنچه كه هست، فكر می كنیم. به عبارت دیگر، اگر یكی از موارد عادی تغییر كند، مطمئناً متوجه آن خواهیم شد. برای مثال، اگر در یك شام خانوادگی لیست غذا ارائه گردد یا صورت حساب در پایان غذا آورده شود، ما را شگفت  زده خواهد كرد.
سناریوهای فرهنگی به طور ضمنی از طریق مشاهده و مشاركت آ موخته می شوند، نه از راه مطالعه آگاهانه. این ویژگی ، فعالیت های فرهنگی را از سایر فعالیت ها، متمایز می كند، برای مثال، فعالیت یادگیری نحوه استفاده از كامپیوتر را در نظر بگیرید. برای بزرگسالان، یادگیری روش های استفاده از كامپیوتر معمولاً یك فعالیت فرهنگی نیست. ما استفاده از كامپیوتر را به وسیله تمرین آگاهانه مهارت های خود- با خواندن كتابچه های راهنما، یادداشت كردن، كمك گرفتن از متخصصان و مشاركت- یاد می گیریم. استفاده از كامپیوتر مثال  جالبی است؛ زیرا به سرعت به یك فعالیت فرهنگی تبدیل می شود. برای مثال، كودكان به طور طبیعی با جمع شدن دور برادر و خواهران بزرگتر خود آن را یاد می گیرند ولی هنوز افرادی بر این باورند كه این امور ویژگی غیر فرهنگی و آگاهانه دارند و فعالیت هایی عمدی اند.
پژوهشگران بسیاری و از آن جمله استیگلر و هیبرت در دانشگاه كالیفرنیا بر این باورند كه آموزش فعالیتی فرهنگی است. آموزش بیشتر شبیه شركت كردن در شام خانوادگی است تا یادگیری نحوه استفاده از كامپیوتر. از آنجا كه در مورد آ موزش به ندرت چنین تصوری وجود دارد، ممكن است تعجب آور باشد.
بعضی از مردم آموزش را مهارتی فطری می دانند كه فرد از هنگام تولد، آن را داراست. بعضی نیز بر این باورند كه معلمان آموزش را با ثبت نام در دانشكده هایی كه برنامه های تربیت معلم دارند، فرا می گیرند. به اعتقاد ما هیچ كدام از این نظریه ها واقعیت را به طور كامل بیان نمی كند. آموزش نیز همچون سایر فعالیت های فرهنگی از طریق مشاركت غیررسمی در مدت زمان طولانی انجام می پذیرد. آموزش چیزی است كه شخص با انس گرفتن با یك فرهنگ آن را دریافت می كند، نه با مطالعه رسمی آن.
اگرچه بیشتر مردم برای معلم شدن درس نخوانده اند، ولی اغلب آنها دانش آموز بوده اند. مردم یك فرهنگ و تصویری ذهنی از چگونگی آموزش دارند. استیگلر این تصویر را سناریو می نامد. در واقع، سناریو نسخه ای ذهنی از الگوهای آموزشی است.
تفاوت آنها در این است كه الگوها روی نوارهای ویدیویی قابل مشاهده اند ولی سناریوها مدل های ذهنی این الگوها هستند. ما معتقدیم كه سناریوها توضیحی برای چرایی تفاوت درس ها در درون كشوری كه از الگوهای متفاوت بهره می برد، فراهم می كنند. در واقع، درس ها توسط معلمانی كه همان سناریوها را به كار می برند، طراحی و تدریس می شوند.
درك این نكته كه این سناریوها از كجا نشأت می گیرند و چرا به این گستردگی از آنها استفاده می شود، مشكل نیست. یك سناریوی فرهنگی برای آموزش، خیلی پیشتر و حتی قبل از این كه كودكان وارد مدرسه شوند شكل می گیرد. بازی كودكان در قالب فعالیت های مدرسه ای یكی از بازی های مورد علاقه  آنان قبل از ورود به مدرسه است. این سناریوهای آموزشی در طول مدت دوازده سال- یا بیشتر- كه كودكان در مدرسه سپری می كنند، شكل می گیرند. ممكن است همه ما فردا وارد كلاسی شویم و مثل یك معلم رفتار كنیم؛ زیرا این سناریوی فرهنگی را بلدیم. در واقع، یكی از دلایلی كه امور مدارس آرام و بی دردسر اداره می شود، این است كه معلمان و دانش آموزان سناریوی یكسانی در ذهن دارند. آنها می دانند كه چه انتظاراتی باید داشته باشند و چه نقش هایی بازی كنند.
می دانیم كه آموزش سیستمی پیچیده است. گفتن این مطلب كه آموزش یك فعالیت فرهنگی است، حقیقت دیگری را نیز به همراه دارد و آن این كه فعالیت های فرهنگی- مثل آموزش- در سطح بالایی از رشد و تكامل خود ابداع نشده اند، بلكه در طول زمان شكل گرفته اند و شبكه محكم و پایداری از باورها و پیش فرض هایی را كه بخشی از فرهنگ است، شامل می شوند.
سناریوهای آموزش در هر كشور متكی بر مجموعه نسبتاً كوچك و پنهانی از عقاید اساسی درباره ماهیت موضوع، چگونگی یادگیری دانش آموزان و نقش متكی است كه معلم باید در كلاس بازی كند. این عقاید و باورها، كه اغلب ضمنی و مستترند، موجب بقای سیستم های فرهنگی در طول زمان می شوند. همچنان كه گفته شد، باید ویژگی های آموزش را در قالب سیستم های نهفته و بنیادی كه در آنها ریشه دوانده اند، بررسی كرد. این سیستم های آموزشی را از آنجا كه فرهنگی هستند، باید در ارتباط با عقاید و باورهای فرهنگی و مفروضاتی كه آنها را دربرگرفته اند، بررسی كرد.
فرهنگ حاكم بر آموزش در مدارس ژاپن در واقع با ویژگی هایی كه در درون خود دارد، پژوهشگران تبیین می شود. بیان ویژگی های فرایند یاددهی- یادگیری و تعامل میان آنها فرهنگ آن را روشن می كند. در مدل ژاپنی یاددهی- یادگیری، معلمان و دانش آموزان در تعامل سازنده، گفتمان مؤثر و احساس مشترك نسبت به مسئولیت های خود در محیط آموزشی، می كوشند تا انتظارات مشتركی را از مدرسه و كلاس درس تبیین كنند. به عبارت دیگر، معلمان و دانش آموزان با مشاركت فعال در تعامل و گفت وگوهای سازنده كوشش می كنند، انتظارات خود را از مدرسه و كلاس درس روشن سازند و آنها را به یكدیگر نزدیك كنند.
بازی یكی از ویژگی های فرهنگی آموزش در ژاپن است. بیشتر تشریفات مذهبی شینتو در قالب بازی شكل می گیرد و به عنوان عملی برای احترام و ستایش خدا تلقی می شود. این عنصر فرهنگی- مذهبی به خوبی در انتخاب رویكرد طبیعی برای پرورش كودكان مورد توجه قرار گرفته است. تنها بر اساس این اندیشه كه كودكان در حال رشدند، این فكر وجود دارد كه در سالهای اولیه كودكی آنها فقط باید بازی كنند. بازی با فعالیت های غیر ساختاری، تازه، خلاقیت ها و نیروهای انرژی ساز ارتباط دارد. این دیدگاه با این تصور سنتی كه بازی موجب شادمانی، سلامتی و فعال بودن است و این سه در یادگیری بسیار مؤثرند، ارتباط نزدیكی دارد. بازی، شادابی، سلامتی و فعال بودن عبارت هایی است كه بزرگسالان در ارتباط با كودكان به آنها توجه خاصی نشان می دهند. این عبارت ها به نحو محسوسی در فرایند یاددهی- یادگیری مورد توجه قرار می گیرند. شرایطی كه در كلاس درس و به ویژه در دوره های ابتدایی برای یادگیری فراهم است، بیش از هر چیز بر سه عنصر بازی، نشاط و شادابی و سلامتی و فعال بودن تأكید دارد.
یاددهی- یادگیری فرایندی دوسویه است كه در آن یكی می كوشد تا در تعاملی سازنده از دیگری بیاموزد یا به او یاد بدهد. در چنین شرایطی كاركردهای یادگیری برای همه اعضای گروه اثربخش است. این اصل به ما كمك می كند از توانایی های بالقوه خود آگاه شویم و آنها را به كار بندیم. در این شرایط، همه افراد می كوشند تا در فرایند یادگیری نقش مؤثری داشته باشند، توانایی های متفاوت خود را بروز دهند و امكانات بسیاری را به كار گیرند. پیام اصلی این شرایط عبارت است از این كه هیچ چیز جای تعامل پویا را پر نمی كند. به علاوه در فرهنگ سنتی ژاپن از تقلید بسیار ستایش می شود؛ در حالی كه در فرهنگ آمریكا این تصور وجود دارد كه تقلید بر تفكر خلاق دانش آموزان تأثیر منفی دارد، در فرهنگ ژاپنی این عنصر به نحو مؤثری مورد توجه قرار می گیرد.
این مفهوم از همزیستی را به سادگی نمی توان در افراد توسعه داد. در فرهنگ ژاپنی پیروی از كسی كه از ما بهتر می داند یا تجربه بیشتری دارد یا در موقعیتی است كه می تواند به ما كمك كند، امری ستودنی است و این در حالی است كه در آمریكا از این مفهوم برداشت متفاوتی وجود دارد. در ژاپن، پیروی از دیگران بیشتر در فرایندهایی توصیه می شود كه شخص با اموری كه كنترل و پیش بینی همه آنها از حیطه توان و شناخت او خارج است، درگیر می شود. بنابر این، او برای پیشبرد امور خود باید از دیگران بیاموزد، تجربه آنها را جدی بگیرد و حتی الامكان تا به دست آوردن شناخت، مهارت، توان و امكان تجربه به طور مستقل به آنچه دیگران انجام داده اند، سازگار باشد. در ژاپن، یادگیرنده باید بپذیرد كه لازم است مفهوم پیروی را در امور، وظایف و شكل های تعیین شده ای از رفتار (قالب فعالیت ها) به خوبی درك كند و براساس آنها دست به عمل بزند. یك سفالگر برجسته ژاپنی می گوید كه یاد گرفته است از خاك بیاموزد.
شادابی و فعال بودن در بسیاری از امور مربوط به كودكان (از جمله حس كنجكاوی، بازی و...) از مهم ترین مواردی است كه به فهم و درك ما از آنان كمك می كند. توجه به نیروهای طبیعی، روابط انسانی، سرزندگی، تلاش و خستگی ناپذیری عناصر مهم فرهنگی آموزش در نگاه معلمان و والدین است كه بر كودكان تأثیر فوق العاده ای دارد. بنابر این شادابی و نشاط كودكان به عنوان اصل اساسی در فرایند یاددهی- یادگیری است و موجب می شود همگان تلاش كنند تا فضای شوق انگیز و سازنده ای را برای كودكان در مدرسه و كلاس درس فراهم كنند.
بیشتر فعالیت های یادگیری به شكل خاصی آغاز می شوند و بازده ویژه خود را دارد. برای مثال، تمرین برای یادگیری و تكرار یك واژه جهت به خاطر سپردن آن، یكی از شكل های یادگیری است. شكل یادگیری در واقع قسمت آشكار و مبهم فرایند یادگیری را تبیین می كند. این بیان كه «یادگیری با شكل مشخصی آغاز می شود»، به طور سنتی یكی از مهم ترین اصطلاحات یادگیری در عرصه های هنر و صنایع دستی است. این بیشتر به دلیل شكل یادگیری است و ویژگی های خاص خود را دارد و صرفاً به اختیار و قدرت و توانایی معلم كه در فرایند یادگیری دارای مهم ترین نقش است، ارتباطی ندارد. ارایه شكل های مختلف یادگیری در میان معلمان عمومیت ویژه ای دارد و آنها را قادر می كند تا براساس مبنای مشخصی در یادگیری، تجربه های خود را مبادله كنند و به یاری یكدیگر بشتابند. بیشتر فعالیت ها در فرایند یاددهی- یادگیری براساس شكل های معینی جریان می یابد كه برای همگان پذیرفته شده است. یادگیری براساس الگوهای معین و بعضاً مبتنی بر تمرین و تكرار یكی از متداول ترین روش هایی است كه می تواند شرایط تبادل اطلاعات و تجربه ها را نه تنها در میان معلمان كه در میان یادگیرندگان گسترش دهد.
در ارتباط با شكل های مختلف یادگیری و تأكید بر آنها در میان معلمان، دو تفاوت بسیار جالب در نگرش و برداشت ما و ژاپنی ها وجود دارد. ما معمولاً احساس می كنیم كه لازم است اطلاعات بسیاری به یادگیرنده های جدید بدهیم و اغلب اطلاعات خود را به صورت شفاهی به آنها می دهیم. اما ژاپنی ها معمولاً در ارایه اطلاعات به یادگیرنده ها به فعالیت های بدنی و حسی و حركتی توجه خاصی دارند. بنابر این، در ژاپن توجه به شكل و الگوهای رفتاری برای یادگیرنده ها در فرایند یاددهی- یادگیری بیشتر ناشی از تأكید بر فعالیت های حسی و حركتی است. این قالب های مشخص در فرایند یاددهی- یادگیری، برای یادگیرندگان امكان فعالیت های معینی را فراهم می سازد. آمریكایی ها معمولاً به تعیین قالب های مشخص در فرایند یاددهی- یادگیری علاقه ای ندارند. آنها این نوع قالب های رفتاری را برای تفكر خلاق، استقلال فردی، خودانگیزی و تقویت اراده یادگیرنده ها مناسب نمی دانند ولی ژاپنی ها این قالب های مشخص را در یادگیری برای روان تر ساختن فعالیت های حسی و حركتی كودكان كه از نظر آنها در یادگیری بسیار مهم است، ضروری می داند.
میخ محكمی كه ساختار همگون و هماهنگ یك پدیده را با ظرفیت های بسیار استوار می سازد، تلاش و كوشش است، به ویژه تلاشی كه به عنوان عادت و براساس خود انضباطی صورت گیرد. در باره این نكته بیندیشد كه چگونه تصور ژاپنی ها از شكل رفتار و تأكید بر تجربه، به طور طبیعی شرایطی را فراهم می سازد كه تلاش به عنوان مبنای پیشرفت در یادگیری محسوب می شود.
در فرهنگ آمریكایی كه به غایت بر فردیت و خلاقیت تأكید می كند، توانایی، بیشتر دارای دلالت ذهنی است. این یك تشخیص و یك كیفیت درون زاست و بیشتر به مفاهیمی شباهت دارد كه عموماً در تبیین شخصیت و بیش از آن، فردیت بیان می شود. این مفاهیم در فرهنگ ژاپنی مشخصاً به نحو مؤثری سازماندهی شده اند، اما به شكل همراهی لاك پشت و خرگوش نمایان می شوند. آنچه به عنوان پیروزی در انتهای راه و پایان خط بیان می گردد و یا به دست می آید، توانایی نیست. تنها با تلاش می توان یك توانایی را در قالب یك شكل نمایان ساخت یا به صورت تجربه سازماندهی و از آن بهره برداری كرد. توانایی به خودی خود نمی تواند یادگیرنده را در فرایندی با جنبه های بسیار دشوار و پیچیده به كار گیرد.
با در نظر گرفتن تفاوت های موجود میان باورهای آشكار درباره موضوع درس و یادگیری در ایالات متحده و ژاپن، تعجب آور نیست كه این تفاوت های بارز ناشی از باورها و انتظارات از نقش معلم باشد. به نظر می رسد معلمان ایالات متحده مسئولیت تبدیل وظیفه خاصی را به موارد كوچك بر عهده دارند كه این موارد برای بیشتر دانش آموزان قابل فهم است.
این واقعیت كه آموزش یك مقوله فرهنگی است، موجب پیچیده تر شدن كار و توجه به دشواری تلاش برای تغییر است. باورهای فرهنگی گسترش یافته اند و انتظاراتی كه شالوده آموزش را تشكیل می دهند، به قدری در جهان بینی های معلمان تنیده شده است كه آنها فكر نمی كنند قابل تغییر باشد. یك عقیده هر چه بیشتر گسترش یابد، احتمال زیر سؤال رفتن یا حتی نقد شدن آن كمتر است. این باور تمایل به طبیعی جلوه دادن همه جنبه های آموزش را در خود می پروراند. به این ترتیب، معلمان راههای جایگزین را در ارتباط با آنچه در كلاس درس انجام می دهند، نمی بینند و تصور می كنند كه «آنچه انجام می دهند تنها روش انجام دادن كارهاست.» حتی اگر كسی خواهان تغییر باشد، در مورد چیزهایی كه طبیعی به نظر می رسند ممكن است به غیرقابل تغییر بودن آنها نظر دهد.
آیا تغییر غیرممكن است؟ ما این طور فكر نمی كنیم، ولی باید مطمئن باشیم كه تلاشهایمان برای بهبود، متناسب با تغییر فعالیت های فرهنگی است. اگر آموزش یك فعالیت غیرفرهنگی بود، ما سعی می كردیم آن را تنها با ارائه اطلاعات بهتر در كتابهای راهنمای معلمان یا درخواست از متخصصان برای تبیین فنون بهتر یا توزیع توصیه های كتبی درباره روش های آموزشی اثر گذار بهبود بخشیم. توجه كنید كه این دقیقاً  همان كاری است كه ما انجام می دهیم. ما چنان عمل می كنیم كه گویی آموزش فعالیتی غیرفرهنگی است.
اگر به این نكته كه آموزش یك فعالیت فرهنگی است توجه كنیم، فرآیند بهسازی را با آگاهی بیشتر از سناریوهای فرهنگی مورد استفاده معلمان شروع خواهیم كرد. این كار مستلزم مقایسه سناریو ها، توجه به این كه آیا سناریوهای دیگر امكان پذیرند و توجه به چیزهایی درباره سناریوهای خودمان- كه هرگز قبلاً  آنها را ندیده ایم- می باشد. آگاهی بیشتر از سناریوهای مورد استفاده ما كمك می كند تا بفهمیم كه آنها ناشی از گزینه هایی هستند كه ما انتخاب می كنیم. این گزینه ها احتمالاً  قابل فهمند اما در هر حال گزینه اند و هنگامی كه از آنها آگاهی داریم، می توانیم انتخاب های دیگری نیز داشته باشیم.
رویكرد بهبود سناریوهای فرهنگی با رویكرد بهبود مهارت های انفرادی معلمان كاملاً  متفاوت است، ولی اگر معتقدیم كه آموزش فعالیتی فرهنگی است باید این رویكرد را اتخاذ كنیم. مهم نیست كه معلمان چه قدر خوبند؛ آنها تنها زمانی اثربخشند كه براساس سناریوی اثربخشی فعالیت كنند. برای بهبود بلندمدت آموزش باید این سناریو را بهبود بخشید.
اصلاحات اغلب جزیی و در بسیاری مواقع واقعاً  شبیه یكدیگرند و افزایش آنها دشوار به نظر می رسد. تصور این كه همه چیز كامل است یا می تواند كامل باشد، به گذشته مربوط است. این نكته را كه در كلیه فعالیت های انسانی می توان ملاحظه كرد، آكیراكوروساوا در سن هفتاد سالگی در یكی از فیلم های خود به خوبی نشان داده است. البته این بیان از تغییر، نوسازی و اصلاحات با ایده آمریكایی تفاوت اساسی دارد. در فرهنگ غرب این گونه تصور می شود كه تغییر و نوسازی اغلب با رفتن كهنه و آمدن نو برابر است. این تلقی را در اصلاحاتی كه در آموزش و پرورش آمریكا صورت گرفته است، می توان مشاهده كرد. تغییراتی كه برای مثال بر استفاده از روش های جدید و منسوخ كردن روش های گذشته تأكید زیادی داشت.
اصلاحات آموزشی یك فرآیند عمل اجتماعی و با رویكرد فرهنگی و اجتماعی بهتر تحلیل می شود و به انجام می رسد. آموزش مقوله ای فرهنگی، درك آموزش به مثابه فرهنگ و یك فعالیت فرهنگی نیاز امروز جامعه ماست. تجربه دیگران و مقایسه دوباره موقعیت هایی كه در این مقاله بیان شد، ضرورت این مهم را آشكارتر میسازد.
 
=== منبع:

نظرات() 
How do you treat Achilles tendonitis?
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:01 ب.ظ
Hey there this is kinda of off topic but I was wanting to know if blogs use WYSIWYG editors
or if you have to manually code with HTML. I'm starting a blog soon but have
no coding know-how so I wanted to get guidance from someone with experience.
Any help would be enormously appreciated!
http://abashednosh651.exteen.com
دوشنبه 26 تیر 1396 02:51 ب.ظ
I think the admin of this web site is genuinely working hard in favor of his site, as here every material is quality based information.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 07:34 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts. I really appreciate your efforts and I
am waiting for your next write ups thanks once again.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
  • آخرین پستها

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :