تبلیغات
كتاب روزنه ای به اندیشه ها و ایده های نو - انجمن اولیا مربیان

كتاب روزنه ای به اندیشه ها و ایده های نو

شنبه 2 اردیبهشت 1391

انجمن اولیا مربیان

نویسنده: محمدی نیا   

انجمن اولیا مربیان




بیست و چهارم  مهر، روز پیوند اولیا و مربیان است. در هفته پیوند كه از این روز آغاز مى شود به دعوت مدیر مدرسه، اولیاى دانش آموزان، در جلسه اى گرد هم مى آیند. مدیر گزارشى از فعالیت هاى سال گذشته خود و همكارانش را به اولیا ارائه مى دهد و مشكلات مدرسه را با آنها در میان مى گذارد و در پایان تعدادى از اولیا براى عضویت در انجمن داوطلب مى شوند. پس از راى گیرى نمایندگان اولیا در انجمن تعیین مى شوند. انجمن اولیا و مربیان یكى از قدیمى ترین نهادهاى مدنى است. آغاز همكارى خانه و مدرسه در قالب انجمن به سال ۱۳۲۶ شمسى برمى گردد. در آن سال شوراى عالى فرهنگ، تشكیل این انجمن ها را در همه آموزشگاه ها و شرح وظایف آنها را تصویب كرد. در سال ۱۳۴۶ شمسى، انجمن اولیا و مربیان ایران تاسیس شد و به ثبت رسید. در مرامنامه انجمن آمده است: ?انجمن ملى اولیا و مربیان ایران سازمانى است غیرانتفاعى و غیردولتى، این موسسه با همكارى و پشتیبانى كسانى كه به تربیت عمومى نونهالان و نوجوانان علاقه دارند تشكیل مى شوند و هدف هاى معین و مشخصى را بر محور سیاست هاى كلى آموزش و پرورش كشور و با معیارهاى فدراسیون بین المللى اولیا و مربیان براى نیل به هدف هاى خود تعقیب مى كند. انجمن ملى اولیا و مربیان ایران سازمانى است كه در آن تعصب مذهبى، طبقاتى، نژادى و یا سیاسى راه ندارد و صرفاً به جنبه تربیتى همگانى متوجه است. همچنین آرمان انجمن بهسازى روابط اجتماعى در سطح كشور و جهان از طریق تربیت نسل جوان به وسیله كسانى است كه تمام یا قسمتى از وقت، نیرو و كوشش خود را وقف تامین آینده اجتماع و جهانى مى كنند كه ما در آن زندگى مى كنیم...? در انجمن اولیا و مربیان مدرسه، علاوه بر نمایندگان اولیا، مدیرمدرسه، یكى از معاونان، مربى پرورشى، نماینده معلمان مدرسه نیز عضویت دارند و نماینده شوراى دانش آموزى نیز برحسب ضرورت مى تواند در جلسات انجمن شركت كند. انجمن براى بالا بردن آگاهى خانواده ها و تقویت مشاركت آنها، كلاس هاى آموزش خانواده را در طول سال تحصیلى برگزار مى كند. تصمیم گیرى در مورد كلاس هاى تقویتى و فوق برنامه با انجمن است. گردش مالى مدرسه و مسائلى مانند تعمیرات، تهیه تجهیزات زیر نظر انجمن است.آنچه كه در آموزش و پرورش به نام ?مدرسه محورى? خوانده مى شود، چیزى نیست جز تفویض اختیارات گسترده براى اداره مدرسه به انجمن اولیا و مربیان. كاهش تصدى گرى دولت و سپردن كار مردم به مردم از طریق تقویت انجمن میسر است. انجمن هاى اولیا و مربیان در صورتى كه با همدیگر ارتباط افقى داشته باشند، مى توانند تبدیل به بزرگترین نهاد مدنى جامعه شوند. بیش از ۱۳۰ هزار مدرسه در سراسر كشور وجود دارد و هر مدرسه یك انجمن دارد. اگر تعداد اعضاى هر انجمن را به طور متوسط ۵ نفر فرض كنیم و حداقل در یكصد هزار مدرسه این انجمن ها شكل گیرند این نهادى است با ۵۰۰ هزار عضو فعال كه برگزیده ۱۶ میلیون خانواده ایرانى هستند. اما بر سر راه تقویت و گسترش انجمن ها موانعى وجود دارد. اولین مانع سیستم متمركز و پلكانى آموزش و پرورش است، كه براساس دستورالعمل ها و بخشنامه هاى ادارى و از بالا اداره مى شود. هر چند در سال هاى اخیر از طریق تفویض اختیارات به سازمان هاى آموزش و پرورش و مناطق گام هایى در جهت تمركززدایى برداشته شده است، و بحث ?مدرسه محورى? به عنوان یك نگرش از سوى مدیران آموزش و پرورش مطرح شده است. اما تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله درازى وجود دارد. انجمن ها، نهادهاى دنباله ور هستند و معمولاً نقش آنها تایید تصمیماتى است كه از سوى مدیر به عنوان نماینده بوروكراسى قدرتمند ادارى اتخاذ مى شود. سیستم ادارى میل به تمركز و سلسله مراتب دارد و نهادهایى مانند انجمن اولیا و مربیان، شوراى معلمان و شوراى دانش آموزى را از محتوا تهى مى كند و صرفاً پوسته تشریفاتى و نمایشى آنها را حفظ مى كند. مانع دیگر گستردگى این تلقى در جامعه است كه گویا وظیفه انجمن فقط جمع آورى كمك هاى مالى اولیا براى جبران كمبودهاى مدرسه است و در واقع به چشم یك موسسه خیریه به آن نگاه مى كنند.



عملكرد نامناسب اكثریت مدیران مدارس و ضعف بینشى مسئولان ادارى در مورد نقش نهادهاى مدنى به گستردگى این تلقى دامن مى زند. به همین دلیل بسیارى از اولیا با اكراه در جلسات انجمن شركت مى كنند و نسبت به فعالیت هاى انجمن پیشداورى منفى دارند. مانع دیگر مشكلات معیشتى اكثر خانواده ها و فقر گسترده در جامعه است. اگر فقر فرهنگى و ضعف جامعه مدنى را نیز به این عامل اضافه كنیم، به این نتیجه مى رسیم كه مشكلات ادارى، تنها عامل ضعف این نهاد نیست.به گفته كارشناسان میانگین سواد در گروه سنى ۱۵ تا ۴۰ ساله كه نیروى فعال جامعه را تشكیل مى دهند، ۵/۵ سال است. ۵/۳ میلیون نفر بیسواد مطلق در جامعه داریم. مردم نسبت به فعالیت هاى سازمان یافته جمعى بدبین و بى میل هستند. به همین دلیل نقش انجمن ها در مناطق مختلف، برحسب موقعیت اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خانواده ها متفاوت است. در مناطق مرفه نشین شهرهاى بزرگ، انجمن هاى اولیا و مربیان فعال ترند. اما در مناطق حاشیه اى و جنوبى تهران، تعداد كمى از خانواده ها در جلسات انجمن شركت مى كنند. اكثر شركت كنندگان، مادران بیسواد و كم سوادى هستند، كه درك ضعیفى از مفهوم مشاركت دارند و هراسان و ترس زده تملق مدیر را مى گویند كه شاید از روى دلسوزى مبلغ كمترى به عنوان كمك به مدرسه از آنها بگیرد! رشد انجمن هاى اولیا و مربیان تابعى است از رشد جامعه مدنى و به نوبه خود بر آن تاثیر مى گذارد. طرح هایى مانند خودگردانى مدارس و واگذارى مدیریت مدارس قیمت تمام شده و تقویت مشاركت هاى مردمى، بدون نهادسازى و تقویت نهادهاى موجود از قبیل انجمن اولیا و مربیان و شوراى معلمان، امكانپذیر نیست. به تجربه ثابت شده است كه در غیاب این نهادها، سیستم ادارى توانایى و ظرفیت اجراى طرح هاى اصلاحى را ندارد

خانه و مدرسه زمانی می توانند رسالت آموزشی و تربیتی خاص خود را به نحو مطلوب انجام دهند که هر یک شناخت تربیتی کافی داشته باشند و نقش تربیتی خاص خود را با بصیرت انجام دهند. در این راستا انجمن اولیا و مربیان هیأتی منتخب از پدران و مادران، دانش آموزان و مریبان مدرسه است که با هدف همکاری در جهت پیشبرد امور آموزش و پرورش دانش آموزان تشکیل می شود. این انجمن پیشنهادها و طرح های مفید را به مدیر و مسئوولان مدرسه عرضه می کند و در اداره بهتر امور، یار و یاور صمیمی مدیران محسوب می گردد.

انجمن اولیا و مربیان، مظهر همکاری خانه و مدرسه در امر تعلیم و تربیت کودکان و نوجونان است. در هفته پیوند اولیا و مربیان که از تاریخ 24 تا 30 مهرماه هر سال برگزار می گردد، پدران و مادران به مدارس دعوت شده و درباره مسائل تربیتی بحث و تبادل نظر نموده و نمایندگان خود را در انجمن برای  یک سال برمی گزینند مشاوره و برنامه ریزی به منظور تحقق اهداف انجمن، همکاری و همفکری با مدیر و مربیان مدرسه در مورد برنامه های اوقات فراغت دانش آموزان و دعوت از اولیای علاقمند به منظور بهره مندی از خدمات و یاری های آنان برای تهیه و تدارک و تکمیل امکانات آموزشی پرورشی مدرسه از جمله مهم ترین وظایف انجمن اولیا و مربیان می باشند.

اولیا و مربیان، دو بال نیرومند پرواز در آسمان تربیت اند که هیچ کدام به تنهایی نمی توانند اوج گرفتن دانش آموزان، در افق های روشن فردا را فراهم آورند. والدین مهربان و معلمان دلسوز باید با یاری یکدیگر، به امیدهای فردای این مرز و بوم، فرصت شکوفایی بدهند.



پیوندى به استحكام مهر

انجمن اولیا و مربیان، تقریباً براى هیچ گروه سنى در كشور ما غریب و نامانوس نیست. تا چندى قبل كه ما مدرسه مى رفتیم سالى دو یا سه بار برگه هاى دعوت نامه انجمن را براى والدین خود مى بردیم و پدر و مادرها نیز مجبور بودند براى جلوگیرى از اعتراض مسوولین مدرسه و التماس هاى فرزند در این جلسات حضور یابند.

امروز هرچند این تشكل ها سازمان یافته تر شده و دید والدین و مسوولین نیز نسبت به انجمن ها تغییر كرده و بهبود یافته است اما هنوز هم به اعتقاد كارشناسان، انجمن اولیا و مربیان در كشور ما معنا و جایگاه واقعى خویش را نیافته است.

* محمدحسین فروزان

بر اساس اساسنامه انجمن مركزى اولیا و مربیان هدف نهایى از تعلیم و تربیت در آیین مقدس اسلام و به تبع آن در حكومت جمهورى اسلامى، دستیابى به مكارم اخلاقى، یافتن نفس مطمئنه و تزكیه و حركت در صراط مستقیم در جهت وصول به مقام بندگى شایسته خداى توانا با استفاده از زمینه هاى فطرى انسان است.

 





دو ركن مهم و اساسى این ترقى تعالى عبارت است از كانون هاى با صفا و با هدف خانواده و مدرسه؛ لذا به منظور برقرارى هرچه بیشتر ارتباط میان این دو كانون و در جهت تحكیم همكارى هاى تربیتى و ایجاد هماهنگى بین كلیه مراكزى كه تمام یا بخشى از اهداف آن ها هدایت و تهذیب افكار و تربیت اخلاق عمومى است انجمنى به نام انجمن اولیا و مربیان تشكیل گردید.

شاید بزرگترین رسالت این انجمن ها مشاركت بین اولیا و مربیان در فعالیت هاى تربیتى و ایجاد مشاركتى جهت توفیق در امر تعلیم و تربیت و رفع موانع اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى باشد. اما این انجمن ها به رسالت واقعى و ملى خود تا چه اندازه نزدیك شده اند؟

به اعتقاد برخى از والدین دانش آموزان، تشكیل این انجمن ها فقط بهانه اى جهت حضور والدین براى ایجاد ارتباط مالى میان آن ها و مدیران است.

رنجبر، كه فرزندانش در مقاطع ابتدایى و راهنمایى مشغول تحصیل هستند، پیوند میان دو نهاد خانه و مدرسه را لازم دانسته و مى گوید: «نفس وجودى این انجمن ها بسیار مفید و ضرورى به نظر مى رسد، زیرا موجب مى شود كه والدین از مشكلات دانش آموزان و مدرسه با خبر شده و مسوولین مراكز آموزشى نیز با ارتباط مستمر با والدین از نحوه تعامل آن ها با محصلین و همچنین مشكلاتى كه والدین با فرزندان دارند با خبر مى شوند. اما نكته این جاست كه به تنها چیزى كه در این انجمن ها توجه نمى شود همین مسایل است و والدین فقط باید به صورت یك طرفه از مشكلات مدرسه با خبر شده و از هر گونه همكارى دریغ ننمایند.»

وى مى افزاید: «فرض كنید دانش آموزى در خانه داراى مشكلى با والدین خود باشد و اگر این مشكل او به صورت نهفته و پنهان باقى مانده و به مدرسه انتقال پیدا كند موجب بروز مشكلاتى براى وى و سایر شاگردان مى شود و البته عكس این قضیه نیز صادق است، یعنى اگر مشكلات درسى و ارتباطى او با سایر دانش آموزان به محیط خانه انتقال یابد، در بسیارى از موارد موجب بروز ناهنجارى در محیط خانه و در تعامل با سایر اعضاى خانواده مى شود.»


به اعتقاد وى با توجه به این موارد، این انجمن ها فى نفسه بسیار مفید است اما جایگاه آن در میان خانواده ها به خوبى تدوین نشده است و مدارس نیز از عملكرد آن ها برداشت و تصویر اشتباهى دارند و فعالیت آن را به عنوان سمینارى براى حل مشكلات ادوارى مدارس مى دانند.
رضازاده، دبیر یكى از دبیرستان هاى دخترانه تهران نیز در مورد علل عدم موفقیت انجمن اولیا و مربیان مدارس كشور معتقد است: «یكى از موانع پیشبرد اهداف انجمن، ناشى از مسایل فرهنگى جامعه است. فرهنگى كه در افكار و سیستم روان شناختى ما مستقر شده و تغییر آن صبر و حوصله زیاد و مداومت دقیق مى طلبد.
در جامعه ما متاسفانه فرهنگ فردگرایى بر جمع گرایى غالب است و همین مساله سبب مى شود كه اعضاى انجمن ها كه متشكل از اولیاى خانه و مربیان مدرسه هستند، تصمیم گیرى  هاى مناسب جمعى نداشته باشند. شوراى مدرسه، معلمان، شوراى دانش آموزان و انجمن اولیا و مربیان اركان هر واحد آموزشى را تشكیل مى دهند و به نظر مى رسد نظام تصمیم گیرى و تصمیم سازى در مدارس باید با مشاركت مجموعه این شوراها انجام شود و در حقیقت انسجام و پیوستگى این ركن ها با یكدیگر است كه مى توانند با بازنگرى و تعریف مجدد در رفتارهاى مناسب در محیط آموزشى، با توسعه فضاى همكارى و مشاركت در مدرسه و با ایجاد ارتباطات مطلوب بین دانش آموزان، اولیا و معلمان فضاى مدرسه را به محیطى با نشاط و مطلوب تبدیل كنند.»
این در حالى است كه به عقیده مدیران و مسوولین سازمان مركزى انجمن اولیا و مربیان برداشت و نگاه اكثر والدین به این انجمن درست نبوده و هدف از تشكیل چنین جلساتى دانش افزایى والدین، راهنمایى خانواده ها، تحكیم روابط میان اولیا و مربیان و ارتباط مستمر والدین با اولیاى مدرسه است كه به این منظور مى توان به تاسیس و راه اندازى مراكز مشاوره خانواده به عنوان یكى از مهمترین اولویت هاى كارى این سازمان در سال جارى اشاره كرد.
دكتر جلالیان، كارشناس امور تربیتى در این خصوص مى گوید: «باید دو نكته مورد توجه قرار گیرد، اول این كه تاكنون اكثر پژوهش هاى انجام  شده پیرامون مهمترین وظایف و اهداف انجمن ها بیانگر نتایج مثبت و امیدوار كننده در خصوص تغییر نگرش والدین در زمینه مسایل تربیتى و رضایت مندى آنان از خدمات ارایه شده بوده است. نكته دیگر این كه معتقدم حضور اولیا در این عرصه مشاركت با هر قوت و ضعفى و در هر شرایطى عامل مهم، اساسى و موفقیت آمیز به شمار مى آید. بنابراین كاربرد اصطلاح عدم موفقیت براى انجمن قابل تعمیم نیست.»
وى در عین حال مى افزاید: «البته این مطلب بیانگر نبود موانع، مشكلات و محدودیت  در حوزه فعالیت این انجمن ها نیست و بى تردید این مراكز نیز مانند سایر بخش ها با مسایل و مشكلاتى مواجه هستند كه مهمترین آن ها را مى توان در عدم نگرش صحیح برخى از مسوولان و مدیران به نقش، جایگاه و اهداف پیش بینى شده انجمن، تصویب قوانین و مقررات محدود كننده و متناقض با وظایف مصوب انجمن ها، عدم فضاى امن روانى براى بیان نظرات و اندیشه ها، عدم اطلاع رسانى و مقایسه عملكرد انجمن هاى واحد هاى آموزشى در سال هاى مختلف، عدم ارتباط مستمر اعضا با مجمع عمومى اولیا عدم پیش بینى مشوق  هاى لازم به منظور تجلیل از فعالان انجمن، عدم آشنایى برخى اعضا با سیاست ها و قوانین و مقررات و كمبود آموزش هاى لازم در زمینه مهارت هاى بحث گروهى و عدم آشنایى با قوانین تصمیم گیرى گروهى و غیره مشاهده كرد.»
 


وى ضمن تاكید بر ایجاد هماهنگى بین نقش تربیتى خانواده و مدرسه و ایجاد توافق بین اولیا و مربیان در حوزه اصلى و ارزش هاى حاكم بر جامعه و نظام تعلیم و تربیت معتقد است: « ترویج فرهنگ یادگیرى مستمر در میان اولیاى دانش آموزان و خانواده ها، پیشگیرى  از آسیب هاى روانى، اجتماعى و عاطفى نوجوانان، تاكید بر هنجارهاى اجتماعى از طریق ارایه الگوهاى مناسب به دانش آموزان و فراهم نمودن بسترهاى لازم به منظور مشاركت اولیا در نظام تصمیم گیرى مدرسه در راستاى ایجاد فرصت هاى آموزشى از مهمترین رسالت هاى انجمن هاى اولیا و مربیان است كه باید به صورت كاملاً جدى تر به آن ها نگریست و زمینه را براى اجرایى شدن آن فراهم كرد.»
آنچه مسلم است آموزش و پرورش مهمترین ركن توسعه در جوامع پیشرفته محسوب مى شود و به اعتقاد صاحب نظران توسعه، امروزه تنها كشورهایى مى توانند به حیات خود ادامه دهند كه از چهار قدرت فرهنگى، آموزشى، اقتصادى و سیاسى بهره مند باشند.
این در حالى است كه دستیابى به قدرت فرهنگى -كه یكى از مهمترین ابزارهاى توسعه محسوب مى شود- تنها در سایه توجه به حوزه آموزش و پرورش و فعالیت در این زمینه حاصل مى شود.
تشكیل شوراها و انجمن هایى مانند «اولیا و مربیان» نیز گامى موثر در تداوم آموزش فرهنگى با استفاده از انتقال تجربیات به ویژه در میان خانواده هاست. از سویى آنچه كه موجب عدم موفقیت كامل و دست یابى به اهداف نهایى انجمن ها مى شود ریشه در عدم درك متقابل اولیا و مربیان از یكدیگر و شاید دید هر دو طرف به یكدیگر همراه با سوء ظن باشد!
در صورتى كه اگر این دو كانون (خانه و مدرسه) كاركرد صحیح خود را بیابند، در پیشبرد روند تحصیلى دانش آموزان بسیار مفید و موثر خواهد بود؛ لذا با برنامه ریزى مناسب باید ارتباط متقابل مدارس با اولیاى دانش آموزان را تقویت كرد تا این پیوند زیبا به سادگى نگسلد.

 
از خانه تا جامعه تنها یک گام: مدرسه!
مدرسه اولین گام کودک در ورود به اجتماع، زندگی جمعی و آشنا شدن با دنیای پیچیده بیرون از خانه است. رشد شخصیتی و فکری کودک که در خانه شکل گرفته، در مدرسه تکمیل شده قوام می یابد. مدرسه آغاز جداشدن کودک از خانواده است! در گذشته نه چندان دور این کودک بود که در روز اول مدرسه می گریست و اینکه این مادر است که با آگاهی از نقش مدرسه و آغاز انفکاک از فرزندی که پیش از این جزئی از وجودش بود ، با چشمی اشکبار فرزند را راهی می کند تا برای حضور در اجتماع آماده شود. به راستی نقش مدرسه در تربیت کودک بسیار حیاتی و اساسی است به همین دلیل است که باید والدین و معلمان در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر باشند و در پرورش کودک یکدیگر را یاری رسانند. و آیا این مهم در مدارس ما قابل اجراست؟ کلاس های پرجمعیت، حجم بسیار زیاد دروس، معلمی که خود دغدغه های بسیارش را ، حتی هنگام  درس گفتن در پس ذهن دارد آیا مجال این می یابد که با تک تک والدین دانش آموزان انبوهش در کلاس ارتباط برقرار کرده ، ضعفها ، کاستی ها و یا توانایی ها و برتری ها کودکان را با والدین در میان گذارد و با هم فکری آنان شیوه رفتاری یکسانی را در خانه و مدرسه در پیش گیرد؟ انتخاب روز پیوند اولیا و مربیان، و یا هفته ایی برای آن( مهر 30-124 ) برای به انجام رساندن این کار سترگ به جا ، ولی بسیار بسیار ناکافی است و امیدواریم که اهتمام معلمان، مربیان و اولیاء مدرسه و خانه به تعلیم، تربیت و رشد شخصیت کودک به این یک روز و هفته خلاصه نشود.
نباید اندیشید که وظایف خانه و مدرسه و انجمن اولیا و مربیان در نظارت بر توانایی ها و یا کاستی های درسی کودکان و نوجوانان باید خلاصه شود. چنانکه گفته شد باید پس از ورود کودک به مدرسه، والدین و معلمان کودک را برای زندگی اجتماعی آماده کنند." امروز می بینیم جوان 25-24 ساله جوان خامی است که نمی تواند به خوبی از عهده مسئولیت های اجتماعی خود برآید و دلیل عمده آن نیز این است که بسترها و نهادهای اجتماعی که جوان بتواند در آنجا تمرینات لازم را انجام بدهد، به اندازه کافی وجود ندارد."(1)
امروزه شاهد آن هستیم که جامعه ما یک جامعه قانون مدار نیست از کوچک و بزرگ و پیر و جوان قانون را  در زندگی لازم الاجرا نمی دانند این همه از آنجاست که خانه و پیامد آن مدرسه ، کودک و نوجوان را برای حضور در اجتماع، پای بندی به قوانین آن و حضور فعال و پرتوان در آن آماده نکرده است.
متاسفانه در مدارس ما تفکر و نوع نگرش به زندگی در زیرحجم عظیمی از محفوظات مدفون شده است " ما آنقدر اطلاعات می دهیم که دانش در لابلای آن اطلاعات گم می شود... در لابلای این اطلاعات تفکر گم می شود یعنی اینکه ما مجالی برای اندیشیدن ایجاد نمی کنیم."(2)
این همه نشان از آن است که خانه و مدرسه ارزیابی درستی از نیازمندی های جامعه نداشته ، کودک و نوجوان را در جهت این نیازمندی ها آماده نساخته اند.
" انجمن اولیا و مربیان باید بداند که یک عضو از یک سیستمی است که مبادرت به تربیت جوانان نموده پس باید موقعیت خود را در آن سیستم به خوبی بشناسد و نیز شناخت کاملی نسبت به عوامل تاثیرگذار دیگر پیدا کند و این کار، زمینه را برای یک تاثیرگذاری مثبت در یک برنامه ریزی خوب فراهم می کند . خلاصه کلام اینکه ما باید بدانیم افرادی که در مظان تعلیم و تربیت ما قرار دارند چه کسانی هستند؟ در چه دنیایی به سر می برند؟ دغدغه خاطرشان چیست و آرزوها و آرمانهایشان چیست؟ "(3)
آنچه جای تقدیر دارد آنکه انجمن اولیا و مربیان به منظور گسترش دامنه فعالیت خود و در راستای یکی از وظایف تعیین شده این انجمن مبنی بر" آگاه کردن اولیا به مسائل دینی ، تربیتی، اخلاقی و مشاوره با آنان در هماهنگ کردن روش های تربیتی و آموزشی در محیط خانه و مدرسه" اقدام به انتشار کتب تربیتی کرده تا از این راه کاستی های موجود را تا حدودی مرتفع نماید. واحد انتشارات این انجمن از سال 1363 شروع به کار کرده و تا کنون 160 عنوان کتاب در موضوعات دین، روانشناسی و علوم اجتماعی به چاپ رسانده است.
جامعه توسعه یافته در اولین گام نیازمند انسان توسعه یافته است. " توسعه پایدار و منطقی و قابل قبول ، توسعه ایست که به شخصیت انسان ها و به خود انسان ها بپردازد. مراد ما توسعه شخصیت انسانی در جهت اهداف فرهنگی و مدنی است که دین ترسیم و بیان می کند"(4)
امید آنکه خانه و مدرسه دوشادوش یکدیگر انسان های پرورش یافته فردا را بسازند.

اهداف و وظایف انجمن اولیا ومربیان واحدهای آموزشی



مدرسه مهم ترین نهاد اجتماعی ، تربیتی وآموزشی ، و اصلی ترین ركن تعلیم وتربیت است كه به منظور تربیت صحیح دانش آموزان درابعاد دینی ، اخلافی ، علمی ، آموزشی ، اجتماعی و كشف استعدادها وهدایت و رشد متوازن روحی و معنوی و جسمانی آنان برابر ضوابط وزارت آموزش وپرورش تأسیس و اداره می شود. این نهاد با همكاری كلیه ی كاركنان و با مشاركت دانش آموزان و اولیای آنان زیر نظر مدیر مدرسه اداره می شود.

اركان مدرسه

1-  مدیر مدرسه

2-   شورای مدرسه

3-   انجمن اولیا ومربیان

4-   شورای معلمان

5-  شورای دانش آموزان

 

 انجمن اولیا ومربیان

انجمن اولیا ومربیان هر مدرسه هیأت منتخبی است از اولیای دانش آموزان و مربیان همان مدرسه كه با تفاهم و صمیمیت م به منظور تقویت همكاری و مشاركت اولیای دانش آموزان جهت كمك به ارتقای كیفیت فعالیت های آموزش وپرورش و گسترش ارتباط خانه ومدرسه ، برطبق مقررات و ضوابط وزارت آموزش وپرورش انجام وظیفه می نماید.

 الف – ترتیب اعضا

1-  مدیر مدرسه

2-   یكی از معاونین و انتخاب مدیر

3-  نماینده ی شورای معلمان

 4-   معاون پرورشی یا یكی ازمربیان امور تربیتی ، و در صورت نبود مربی ، یكی از معلمان آگاه به مسائل تربیتی به انتخاب مدیر

5-   برگزیدگان اولیای دانش آموزان

 تبصره ی1:تعداد اولیای دانش آمو زان و نحوی انتخاب آنان جهت عضویت درانجمن و چگونگی وزمان تشكیل جلسات برابرماده ی

19 آیین نامه ی انجمن مركزی اولیا ومربیان خواهد بود. ( دربند 20 شرح وظایف ، به آن اشاره شده است .)

تبصره ی 2 : درصورت لزوم ، مدیر مدرسه می تواند ازنماینده ی شورای دانش آموزان و برحسب موارد از افراد ذی ربط و صاحب نظر برای شركت درجلسات انجمن دعوت كند.

ب- شرح وظایف انجمن اولیا و مربیان آموزشگاه

1-تأمین مشاركت فكری ، فرهنگی ، عاطفی وآموزشی اولیا وتقویت ، هماهنگی و همسویی تربیتی و آموزشی خانه ومدرسه

2-جلب همكاری اولیای دانش آموزان جهت مشاركت و كمك و ارتقای كیفیت فعالیت های مربوط و ارائه ی پیش نهادهای لازم به مدیر مدرسه

3-مشاوره و برنامه ریزی درجهت  تحقق هرچه بهتر اهداف انجمن

4-همكاری و مشاركت با شورای معلمان دربرگزاری كلاس های فوق برنامه

5-برنامه ریزی و تصمیم گیری جهت تشكیل جلسات آموزش خانواده

6-  همكاری و مشاركت بامدیر مدرسه دراجرای فعالیت های پرورشی ، برگزاری اردوهای دانش آموزی و بازدید از مراكز علمی ،

آموزشی وفرهنگی

7-  تلاش و همكاری برای جلب مشاركت اولیای دانش آموزان ، صاحبان ِحَرف ، افراد خیر ومؤسسات خیریه درتأمین امكانات مورد

نیاز و بهبود اداره ی امور مدرسه   

8-  تهیه ی برنامه ی بهداشتی و پزشكی با مشاوره ی افراد آگاه ، و كمك به مراقبان بهداشت ونظارت براجرای آن درمدرسه

9- همكاری م مشاركت درباره ی چگونگی قدردانی از كاركنان ، اولیای دانش آموزان و اعضای شوراهای مدرسه با رعایت ضوابط ومقررات مربوطه

10- برنامه ریزی و تشكیل جلسات عمومی اولیای دانش آموزان

11- نظارت برچگونگی اخذ كمك های مردمی با رعایت قوانین و مقررات مربوطه

 12- تشكیل شورای مالی مدرسه با عضویت مدیر مدرسه ، رئیس انجمن ونماینده ی شورای معلمان دراولین جلسه ی انجمن

13- مشاركت دراجرای برنامه های كارآموزی هنرجویان در هنرستان ها

14- نظارت برنحوی هزینه ی وجوه حاصل از كمك های مردمی ، خدمات فوق برنامه ، سرانه ی دانش آموزان وكمك های شوراهای آموزش  وپرورش از طریق شورای مالی و مطابقت موارد هزینه با برنامه های مصوب شورای مدرسه 

15- بررسی و اتخاذ تصمیم نسبت به سرویس رفت وبرگشت

 16- انتخاب نماینده برای شركت در شواری مدرسه

هم چنین براساس موارد آیین نامه ی انجمن اولیا ومربیان واحدهای آموزشی ، وظایف زیر نیز بر عهده ی انجمن اولیا ومربیان مدرسه می باشد :

       ماده ی 16– مدیر مدرسه موظف است حداكثرتا اخرمهرماه هرسال ( پایان هفته پیوند ) از تمام اولیای دانش آموزان دعوت به عمل آورد وپس از تشكیل جلسه ی عمومی اولیا ، با استفاده از آگاهی های خود مخصوصاً  محتوای كتاب آشنایی با انجمن اولیا ومربیان ؛ لزوم تشكیل ، فواید و وظایف انجمن امده است برای آنان تشریح كند.

          ماده ی 19 – تعداد اعضای اولیای منتخب برای عضویت درانجمن مدرسه برمبنای زیر تعیین می شود:

1-  درمدارسی كه عده ی دانش آموزان آن ها كم تر از 300 نفرباشد، عده ی اولیای منتخب جمعاً هفت نفرخواهد بود كه چهار نفر عضو اصلی و 3 نفربقیه عضو علی البدل هستند.

2-   در مدارسی كه عده ی دانش آموزان آن ها بیش از 300 نفرباشد، به ازای هر 100 نفردانش آموز اضافی یك نفراز  اولیا بر تعداد اعضای اصلی افزوده می شود . ولی عده ی اعضای علی البدل هم چنان 3 نفرخواهد بود.

ماده ی 20- مدت زمان كار انجمن اولیا ومربیان هر مدرسه یك تحصیلی است ودر مهرماه هرسال انتخابات باید تجدید شود . اعضای انجمن سال گذشته در صورت برخورداری از شرایط انتخاب می توانند دوباره خود را برای عضویت در انجمن نامزد كنند. 



دست پرورده اولیا تربیت یافته مربیان (یك گزارش )

وقتی سال های اول فرستادیمش مدرسه، فكر می كردیم محیط درس و مدرسه او را آرام كند، اما نه تنها اینطور نشد، بلكه بچه ظرف چند سال تبدیل شد به یك نوجوان شر و شلوغ. مسئولان مدرسه، مرتب دنبال ما می فرستادند كه بیایید پرونده اش را بگیرید. در خانه هم مادرش حریفش نمی شد. الان دانش آموز دبیرستان است، اما محیط دبیرستان هیچ تاثیری در بهتر شدن شرایطش ندارد. ما كه جز اخطارهای ناظم و مدیر، چیزی از انجمن اولیا و مربیان نمی بینیم. نمی دانم این انجمن به چه كاری می آید؟

مرد با ناراحتی حرف می زند، گاهی اشك در چشمانش حلقه می زند. باز هم از فرزندش می گوید: حالا دیگر خیلی وقت ها از خدا طلب مرگ پسرم را می كنم، نمی دانید این پسر با من و همسرم چه می كند. هر كاری می كنیم اصلاح نمی شود، نه درس می خواند، نه حرف گوش می كند. مرتب سركوچه با بچه های خلاف همراه است، معتاد شده، مزاحم مردم می شود، تا به حال چند بارمزاحم مردم شده و پای مرا به نیروی انتظامی كشیده است. هر قدر برای او صحبت می كنیم یا او را نصیحت می كنیم، هیچ فایده ای ندارد. او را التماس می كنم، قبول نمی كند. مادرش را می زند، مرتب همسرم گریه و زاری می كند. خدا شاهد است از نظر مالی و مادی هرچه خواسته است، برایش فراهم كرده ام، ولی زندگی ما را از زهرمار تلخ تر كرده. نمی دانیم چه كنیم، به كجا پناه بیاوریم، هرچی نذر می كنیم كه این بچه خوب شود، هیچ اثری ندارد.

بعد از خانه و خانواده، مدرسه و مربیان مدارس مهمترین نقش را در تربیت فرزندان جامعه ایفا می كنند و به همین دلیل است كه متخصصان تعلیم و تربیت بر ضرورت هماهنگی این دو نهاد اساسی در تربیت بچه ها پافشاری می كنند، یعنی اگر خانه و مدرسه برای تربیت بچه ها با هم هماهنگی نداشته باشند و یكی از این نهادها بهترین رفتار رابا بچه داشته باشد اما نهاد دیگر با آن هماهنگ نباشد همه كارهای مثبت آن نهاد از بین می رود. تشكیل انجمن اولیا و مربیان در ایران و به نام های دیگر در سراسر جهان برای ایجاد هماهنگی در تربیت فرزندان هر جامعه می باشد. اگر چه متاسفانه بعد از تشكیل چندین دهه از انجمن اولیا و مربیان فعلی یا انجمن خانه و مدرسه سابق، ما نتوانسته ایم انجمن های قوی تاثیرگذاری در نظام تعلیم و تربیت كشور داشته باشیم، اما باید تلاش كرد كه انجمن اولیا و مربیان از شكل سوری خارج شده و موجب پیوند مستحكم خانه و مدرسه در جامعه ماگردد.

ضرورت اهداف تشكیل

انجمن اولیا و مربیان

تشكیل انجمن اولیا و مربیان در مدارس كشور چه ضرورتی دارد چرا باید اولیا و مربیان همواره رابطه محكم و قوی داشته باشند و برای تعلیم و تربیت صحیح فرزندان جامعه با هم پیوند بخورند؟ این سؤال هایی است كه در ذهن برخی از اولیا وجود دارد.

به اعتقاد متخصصان تعلیم و تربیت، خانه و مدرسه یا اولیا و مربیان دو نهاد و عنصر اساسی و عمیق در تعلیم و تربیت بچه ها هستند و نقش آنها در تربیت های دانش آموزان تفكیك ناپذیر است.

متخصصان تربیتی می گویند: در هر مدرسه ای كه پیوند اولیا و مربیان قوی بوده است، دانش آموزان آن مدرسه هم در زمینه آموزشی و هم در زمینه اخلاقی و پرورشی از رشد چشمگیری برخوردار بوده اند و به همین دلیل پیوند این دو نهاد در جامعه بسیار ضروری است.

زیرا اگر یكی از این دو نهاد رسالت خود را خوب انجام دهد ولی نهاد دیگر با این نهاد هماهنگی نداشته باشد و كارهایش مخالف و متضاد با این نهاد باشد، عملا كارهای مثبت و ارزشمند نهاد اول از بین می رود و این دو نهاد كارهای یكدیگر را خنثی می كنند.»

در حال حاضر بیش از 115 هزار انجمن اولیا و مربیان در سراسر كشور وجود دارد كه دارای یك میلیون و 150 هزار عضو می باشند. اما متأسفانه عملكرد این انجمن ها چشمگیر و قابل لمس نیست و بیشتر حالت سوری و شكلی دارند و به گفته برخی از معلمان و اولیا، كاری جز امضاء كردن دفتر انجمن كه از طرف ادارات آموزش و پرورش به هر مدرسه داده می شود، انجام نمی دهند. شاید وزارت آموزش و پرورش ادعا كند كه انجمن های فعالی نیز در مدارس كشور وجود دارند، ولی حقیقت این كه انجمن های فعال به صورت استثناء هستند و قاعده موجود فعال نبودن این انجمن هاست.

تربیت خانه، تربیت مدرسه

«او» كارمند بانك است و از وضعیت مالی نسبتاً خوبی برخوردار است. دارای دو فرزند پسر و یك فرزند دختر است كه به شدت از دست پسر بزرگ خود ناراضی است. می گوید: «خدا می داند كه آنچه پسر بزرگم خواست برایش تهیه كردم. بعنوان یك دانش آموز، همه چیز دارد: تلویزیون، ویدیو، كامپیوتر، لباس های گوناگون، حتی دو تلویزیون برای خانه خریده بودم كه او به خاطر دیدن یك برنامه با برادر و خواهر كوچكش دعوا نكند. همیشه به حد كافی پول توی جیب او می گذاشتم تا احساس كمبود نكند، خلاصه در هیچ كاری برای او كم نگذاشتم. اما متأسفانه به هیچ صراطی مستقیم نیست، خودمان هم نمی دانیم مشكل او چیست. مربیان مدرسه هم فقط ایراد می گیرند و شكایت می كنند و تهدید. چند بار او را پیش روانپزشك و روانشناس بردم، باز فایده ای نداشت. حتی یك بار خودم به نیروی انتظامی رفتم و از آنها خواستم كه او را بخواهند و او را تهدید و تنبیه كنند، شاید بترسد و دنبال برخی كارها نرود ولی بازهم فایده ای نكرد.

این كارمند بانك در ادامه می گوید: «هرچی فكر می كنم كه در زندگی چه بدی كرده ام كه گرفتار این پسر شده ام به جایی راه پیدا نمی كنم. هم خودم نماز می خوانم و هم همسرم و كلاً خانواده مذهبی هستیم، ولی نمی دانم چرا این بچه این طور شده است، پیش امام جماعت مسجد رفتم و از او هم كمك خواستم، او هم نتوانست برای ما كاری انجام دهد. ای كاش وضع مالی من خوب نبود، اما فرزند خوبی داشتم تا مرا درك كند و اذیت نكند. از قول من به مردم بگویید كه حواستان به بچه هایتان باشد، بچه اگر كج شد و به راه كج رفت، زندگی را بر شما سیاه خواهد كرد، حتی اگر بیشترین ثروت دنیا را داشته باشید. شاید یكی از اشتباهات بزرگ من این بود كه در سال های كودكی و نوجوانی فرزندم، بیشتر دنبال كار و درآمد بودم و زیاد كار می كردم و اوقات زیادی در خانه نبودم كه كنار بچه ها باشم و ببینم آنها چه می كنند. دعا كنید بچه من اصلاح شود.»

فرزند صالح آرزوی همه اولیا

هیچ پدر یا مادری را نمی توان یافت كه نسبت به سرنوشت اخلاقی و تحصیلی فرزند یا فرزندان خود بی تفاوت باشد. حتی كسانی كه در دوران نوجوانی و جوانی خود ازنظر تربیتی و تحصیلی موفق نبوده اند، دوست دارند كه فرزند شایسته، صالح، تحصیل كرده، خوب، خوش اخلاق داشته باشند. با این وجود متأسفانه اكثر والدین در تربیت صحیح فرزندان خود موفق نیستند، چرا؟

این یك سؤال اساسی برای امروز جامعه ماست زیرا باوجود آنكه همه والدین دوست دارند فرزندانی خوب تربیت كنند و باتوجه به اینكه نظام و حكومت به شدت نسبت به مسائل تربیتی، دینی، اخلاقی و تحصیلی جوانان حساس است، ولی در تربیت صحیح جوانان و نوجوانان كشور موفق نبوده اند و ناكام مانده ایم. نتایج آزمون ها و امتحانات مدارس كشور به خصوص در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نشان می دهد كه درحال حاضر درصد قابل توجهی از دانش آموزان سراسر كشور قبل از اخذ مدرك دیپلم، از دور تحصیل خارج می شوند، البته صرف خارج شدن از دور تحصیل و عدم ادامه تحصیل از اهمیت مهمی برخوردار نیست، آنچه كه نگران كننده می باشد این است كه بخش زیادی از كسانی كه از دور تحصیل خارج می شوند، نوعاً به مسیرهای كج هدایت می شوند و با كسانی دوست می شوند كه آینده مناسبی را نمی توان برای آنها پیش بینی كرد. تحقیقات نشان می دهد كه دانش آموزانی كه به علم و دانش علاقه نشان داده اند، زمینه انحراف اخلاقی و تربیتی آنها به شدت كاهش یافته است. بنابراین وضعیت مدارس كشور نشان می دهد كه ما نه تنها در آموزش بچه ها، بلكه در پرورش آنها نیز به شدت دچار مشكل هستیم.

عشق و آرزو لازم است ولی كافی نیست

تحقیقات، مطالعات و مشاهدات گوناگون نشان می دهد كه صرف داشتن علاقه یا آرزو و عشق به هدف، دلیل كافی برای رسیدن و دستیابی به آن هدف نیست و بدون برنامه ریزی و تلاش و كوشش هیچ كس قادر نیست به آرزوها و اهداف خود دست یابد. همه ما دوست داریم ثروتمند باشیم یا هر جوانی دوست دارد كه در آزمون ورودی دانشگاه موفق شود یا یك ورزشكار مشهور گردد، خیلی ها دوست دارند خانه های بزرگی درتهران داشته باشند، عده ای دوست دارند به یك مقام حكومتی بلندپایه دست پیدا كنند و بالاخره همه والدین دوست دارند كه بچه های خوب، باتربیت، تحصیل كرده و فعالی داشته باشند، اما صرف داشتن این آرزوها و علاقه ها كافی نیست. برای رسیدن به یك آرزو یا هدف، عشق و علاقه لازم است اما كافی نیست. بعداز آرزو، عشق و علاقه برای رسیدن به هر هدف یا آرمانی، داشتن برنامه برای رسیدن به آن هدف و تلاش و كوشش در جهت اجرای برنامه مهمترین نیاز دستیابی به اهداف انسان درهركاری است.

چگونه می توانیم فرزندان خوب تربیت كنیم

چگونه می توان بچه هارا خوب تربیت كرد؟ این سؤال بسیاری از والدین ایرانی است. امروز اكثر والدین از اینكه نمی توانند بچه های خود را درست تربیت كنند، نگران هستند، زیرا آنها در جامعه می بینند كه یك فرزند ناصالح و بد چگونه زندگی را برای والدین خود به جهنم تبدیل می كند و هیچ كس راضی نیست كه سرنوشت زندگی او چنین شود. به همین دلیل اكثر والدین تلاش می كنند تا آنجا كه ممكن است شرایطی را برای فرزندان خود فراهم سازند كه آنها خوب تربیت شوند. بسیاری از والدین حتی ممكن است خودشان غذای خوب نخورند یا لباس خوب نپوشند و خود سواد نداشته باشند، اما تلاش می كنند كه برای فرزندان خود هم غذای خوب، هم لباس خوب هم مدرسه خوب فراهم كنند تا مشكلی نداشته باشند و به درس و مشق خود خوب برسند. اما متأسفانه بسیاری ازبچه ها، آن طور كه والدین آنها دوست دارند، تربیت نمی شوند و به همین دلیل است كه بعدازمدتی اختلاف والدین و بچه ها بالا می گیرد، واین امر آن قدر ادامه پیدا می كند كه برخی والدین قید داشتن بچه خوب را می زنند و اساسا بچه ها را به حال خود رها می كنند، زیرا می بینند هركاری كه می كنند، بچه های آنها حرف گوش نمی كنند و راه خود را ادامه می دهند.

مشكل كجاست

چرا با وجود اینكه والدین دوست دارند كه بچه های خود را درست تربیت كنند و با وجود اینكه سعی می كنند اكثر نیازهای معیشتی آنها را خوب تأمین كنند و همه تلاش و كوشش خود را صرف امور بچه ها می كنند، اما بچه ها درست تربیت نمی شوند؟ به راستی چرا خیلی از والدین درتربیت صحیح بچه های خود ناموفق هستند، مشكل كجاست، علت چیست و چه باید كرد؟ چرا با وجود این همه زحمت و تلاش و كوشش والدین، بچه ها گوششان به حرف آنها بدهكار نیست و با آغاز دوران نوجوانی و جوانی كاملا مسیری را انتخاب می كنند كه با خواسته ها و آرزوهای والدینشان درتضاد است؟ عده ای درس های خود را خوب نمی خوانند، برخی دوستان ناباب پیدا می كنند، عده ای پرخاشگر می شوند و مرتب با والدین یا معلمان خود در مدرسه درگیر می شوند، برخی ها كارهای زشت و عجیب و غریب انجام می دهند، در كوچه و خیابان ول می گردند و اوقات خود را بدون برنامه سپری می كنند، سیگار می كشند، دعوا می كنند و مزاحم مردم می شوند.

حقیقت این است كه برخلاف تصور عمومی كه فكر می كنند به راحتی می توان یك بچه را خوب تربیت كرد، تربیت بچه ها یكی از كارهای بسیار پیچیده و سخت است و هیچ بچه ای با حرف و نصیحت درست تربیت نمی شود.

یك خطای بزرگ

یكی از خطاهای بزرگ كه برخی از مردم مرتكب آن هستند، این است كه فكر می كنند اگر برای فرزندان خود امكانات مادی فراوانی فراهم كنند و هرچه كه بچه هایشان دوست داشتند برای آنها تأمین كنند، مشكل تربیتی بچه ها حل می شود و آنها درست تربیت می شوند، اما شواهد زندگی بسیاری از خانواده های متمول نشان می دهد كه این چیزی جز یك خطای آشكار نیست. چه بسا خانواده هایی كه ازنظر مالی وضع مناسبی نداشته اند، اما فرزندان آنها كاملا خوب تربیت شده اند. به عقیده بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت اساسا این كار كه والدین بچه ها را بخواهند در ناز و نعمت پرورش دهند، كار صحیحی نیست، چون اینگونه بچه ها، وقتی وارد جامعه پیچیده ای مثل جامعه امروز ما شوند، قادر به تحمل سختی ها برای حل مشكلات زندگی خود نخواهندبود و عملا در زندگی موفق نخواهندشد.

نظرات() 
BHW
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:49 ق.ظ
That is a very good tip particularly to those fresh to
the blogosphere. Simple but very precise info… Appreciate your sharing this one.
A must read article!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
  • آخرین پستها

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :