تبلیغات
كتاب روزنه ای به اندیشه ها و ایده های نو - گشتی در فروشگاه های شهر كتاب پایتخت (بخش نخست) حیاط خلوت امن برای روشنفكران آن سوی آب ها!

كتاب روزنه ای به اندیشه ها و ایده های نو


پریسا جلالی
اگر بخواهید پاتوق حلقه های فكری سكولار را بشناسید، یكی از مراكز فعال آن را اكنون «شهر كتاب» می دانند؛ موسسه ای كه برخی از چهره های سكولار مانند «علی میرزایی» (مدیر مسئول فصلنامه نگاه نو) جلسه رونمایی كتابش را در آنجا برگزار می كند و یا مترجمان سكولار نظیر «عزت الله فولادوند» در جلسات آن حضور پیدا می كنند و وقتی در اینترنت جست وجو می كنید تا آخرین فعالیت های ترجمه كتاب های تجدیدنظرطلب یا آثار علوم انسانی سكولار را ببینید، به همایش های «شهر كتاب» برمی خورید.
همیشه اخبار مختلفی از «شهر كتاب» و خصوصا مراسم رونمایی كتاب هایش به گوش رسیده است و قضاوت های متفاوتی درباره عملكرد این مجموعه عظیم فرهنگی كه شعب مختلف در تهران و شهرستان ها دارد، وجود داشته است. از این رو، سرویس گزارش «روزنامه كیهان» بر آن شد تا ضمن بازخوانی كوتاه تاریخچه شكل گیری «شهر كتاب» به عملكرد آن خصوصا طی 8 سال گذشته بپردازد تا وقتی یك جوان وارد «شهر كتاب نیاوران» می شود و همراه صدای موسیقی های مدرن غربی، قفسه های كتاب را دوره می كند، بداند كه چه سیاستی بر این مجموعه حاكم است؛ هر چند چهره هایی مانند «مهدی فیروزان» (مدیرعامل شهر كتاب) كوشش كرده اند تا نزد مخاطبان چهره ای غیرسیاسی از مجموعه متبوع خود ترسیم كنند، اما چینش خاص محصولات فرهنگی از كتب احمد شاملو و سیمین بهبهانی تا عزت الله فولادوند و حتی آثار نویسندگان معاند سكولار مانند نیكی. آر كدی و... سبب می شود كه ادعای مدیران شهر كتاب مبنی بر رویكرد غیرسیاسی، محل تردید جدی قرار بگیرد. برای بازنمایی ابعاد پیدا و پنهان این موسسه گزارش ذیل تقدیم مخاطبان می شود:
چه بخواهیم و چه نخواهیم سرانه مطالعه در ایران چندان دلچسب نیست.
بالا بودن سرانه مطالعه در هر كشوری مبین توجه آن ملت به فرهنگ كتابخوانی و اهمیت به جایگاه علم و پژوهش است.
اما با توجه به دغدغه ارتقای جایگاه علمی ایران هنوز این رقم نتوانسته خود را با معیارهای مورد نظر تطبیق دهد.
این كه چطور كمر منحنی سرانه مطالعه را راست كنیم تا قد و قواره ای بلندتر پیدا كند تا سرمان را بالا بگیریم، ابزار و روش خودش را دارد كه گویا شهر كتابی ها برایش حسابی تدارك دیده اند: یك انتقاد، یك جوابیه!
اهالی فرهنگ كه در طبقات فوقانی فروشگاه مركزی شهر كتاب تقاطع خیابان های به نام خورده دكتر شریعتی و شهید مطهری نشسته و در مكانی امن و آرام مدعی اند هیچ وابستگی ای به مكان و زمان و فردی ندارند و مطالعه هر كتابی! نیاز هر انسانی است؛ به محض تماس برای مصاحبه، با اشتیاق پذیرای مان می شوند تا فارغ از زحمت پاسخ گویی منطقی و قانونی به رسانه ای كه نقدشان كرده، جوابی كه روی دل شان سنگینی می كند را به ما بدهند!
گویا به مذاق شهر كتابی ها خوش نیامده كه همكاران مان در دیگر رسانه ها در موردشان این طور بنویسند كه نمی دانم «شهر كتاب» را باید «شهر فرهنگ» بخوانم، یا یكی هم به خاطر «یونیسف»، «شهر فرنگ»، اما بزرگان این شهر خوش خط و خال و شیك و تر و تمیز، هر چه گفت وگو كرده اند و هر آنچه داعیه شان بوده، جز این نبوده كه اولا استقلال دارند و ثانیا كاری به كار سیاست ندارند.
گویا می خواهند تریبونی جور كنند.
حسین قدیانی روزنامه نگار می گوید: چرا هیچ كدام شان دوست ندارند از ارتباط كاری شان با شهرداری بگویند. چرا مدیران شهر كتابی نمی خواهند قبول كنند وقتی شهردار تهران از قول مساعد برای پیوستن بوستان پشت ساختمان شهر كتاب مركزی به این فروشگاه خبر داد و اخبارش در رسانه ها پخش شد خب همه می فهمند و نمی شود این وابستگی را انكار كرد. آنها همه چیز را انكار می كنند.
قدیانی با طرح این سؤال می پرسد كه چرا كتاب های بشیریه و سروش به تعداد بالا در فروشگاه ها هست اما كتاب های شخصیت هایی نظیر جوادی املی ، موسی نجفی و
مصباح یزدی ها نه؟
اما به راستی چرا مسئولان فروش در شهر كتاب های سطح شهر هم دل خوشی از چنین اقراری ندارند.
این پاسخی است كه متولیان این شهر پر از كتاب باید جوابش را بدهند.
اتفاقی خوش یمن، اما!
ماجرا از وقتی شروع شد كه عده ای به حساب اطاعت از فرامین رهبر فرزانه انقلاب تصمیم گرفتند دست به كاری بزنند؛ البته اقدامی فرهنگی مثل تأسیس فروشگاه های زنجیره ای شهر كتاب كه نعمتش این روزها از مرز پایتخت هم فراتر رفته و بعضی از شهرهای دیگر را درگیر كرده است.
نمایشگاه كتاب، سال .1384
«مسیر بازدید رهبر انقلاب از كتاب های نمایشگاه به سالن كتاب های خارجی رسید اما ایشان تمایلی به بازدید نداشتند و ترجیح دادند با این جمله كه چقدر خوب بود ما هم می توانستیم افكارمان را در قالب كتاب با روش های جذابی ارائه كنیم، به متولیان امر تأكید كنند فكرهایشان را باید روی هم بریزند و راه چاره ای برای صدور بیشتر ارزش ها پیدا كنند.این شد كه یكباره تحولی نو در عرضه كتاب رخ داد».
اینها را مسئول شهر كتابی می گویند.
موسسه ای به ادعای مدیران آن عام المنفعه و غیرانتفاعی در سال 85 به ثبت رسید و آقایان دعایی و دكتر اژه ای و دكتر نجفی با مدیریت اجرایی مهندس انوار شهر كتاب را راه اندازی كردند و بعدها دو نفر دیگر هم به جمعشان افزودند.
مهندس فیروزان هم مدیرعامل شد و تا به حال هشت سال توانسته دوام بیاورد و مدیریت كند. محصول تلاش ها به 34 شعبه در تهران و 10 شعبه در شهرستان ها خلاصه شده كه آمل، بابل، ساری، ساوه، رشت، گرگان، بندرعباس و ارومیه و البرز و شهرری جزء این دسته اند و در ظاهر باز هم سر شهرستانی ها كلاه رفت و امكانات كمتری نصیب شان شد.
مخاطبان شهر كتابی چه می گویند؟
حسین الله وردی دانشجوی رشته روانشناسی است و در فروشگاه شهر كتاب نیاوران او را می بینیم.
دل پردردی از شهر كتاب دارد و با اینكه اظهار می دارد نتوانسته به دیگر فروشگاه های وابسته سری بزند اما همین شهر كتاب برایش كفایت می كند كه قیدش را برای همیشه بزند و برای تهیه كتاب به خیابان انقلاب برود.
الله وردی در این باره می گوید: اگرچه با احداث شهر كتاب عرضه كتاب از انحصار محدوده كتاب فروشی های حوالی میدان انقلاب و فروشگاه های روبه روی دانشگاه تهران فراتر رفته اما نوع كتاب هایی كه در این فروشگاه ها عرضه می شود، جالب توجه است.
وی ادامه می دهد: غرفه های معدودی از كتاب های مذهبی محدود به چند جلد از تفسیر قرآن و كتاب هایی در باب امام زمان(عج)، روضه، كرامت های امام حسین(ع) و تاریخ پیامبر اسلام(ص) و عصر غیبت دیده می شود. ضمن اینكه همه كتاب ها سطحی است و به درد دانشجویان نمی خورد. به صحبت های این جوان دانشجو باید این نكته را هم اضافه كرد كه هر چقدر چشم كار می كند می توانیم در قفسه های رمان خارجی آثار گابریل گارسیا ماركز و پائولوكوئیلو و در پیشخوان فروشگاه اشعار بهبهانی و گلشیری و بعضا فراریان پس از غائله انتخابات نهم ریاست جمهوری را ببینیم.از عبدالكریم سروش گرفته تاحسین بشیریه و هر فردی كه شما بخواهید.
گشت و گذار در فروشگاه های شهر كتاب برداشت مستندتری به دست تان می دهد كه ما جورش را كشیده ایم.
شهر كتاب پایانه غرب تهران
برخلاف بزرگی فروشگاه ویترین كوچكی دارد. از سمت چپ كه وارد می شوی انواع و اقسام لوازم التحریر و دفترچه های شكیل و مدادهای شیك و البته چینی كه جای مدادهای گلی مدرسه مان را گرفته با پاكن هایی كه شكل و قیافه شان جذاب تر از آنهایی است كه آن وقت ها آنقدر به محض استفاده سیاه می شد و برای تمیز شدنش دیوار و موكت های خانه را نشانه می رفتیم و اگر هم در كلاس مان بودیم روی نیمكت می كشیدیم تا دوباره تمیز شود.
فروشگاه خیلی بزرگ است و تناسب جالبی میان وسعت فروشگاه و میزان كتاب ها به نظر نمی رسد. اما لوازم التحریرها حسابی از خجالت فروشگاه درآمده اند و بالای مجلس، جای خوبی دارند.
سمت راست فروشگاه بعد از میز متصدی صندوق قفسه كتاب ها با عناوین محدودی خودنمایی می كند؛ روانشناسی عام، فلسفه، رمان ایرانی، رمان خارجی، آموزشی، كودكان.
- می تونم كمك تون كنم؟
- چه كتاب هایی بیشترین مخاطبین را دارن؟
- بیشتر رمان های ایرانی و خارجی هستن.
- برای همین پائولوكوئیلو و گارسیا ماركز اینجا فراوانه؟
- رمان های ایرانی كم مشتری نداره البته رمان هایی كه سطحی هستند اینجا بیشترین فروش را دارند. البته دو قفسه جدید كتاب های حقوقی هم قرار است كه اضافه كنیم.
محمدی یكی از فروشندگان شهر كتاب پایانه غرب تهران است كه مانند دیگر همكارانش سعی می كند كمكی كرده باشد و پس از مكالمه كوتاه اجازه می دهد به سراغ كتاب ها بروم و لیست كوتاهی تهیه كنم. تغذیه درمانی و ماسك صورت و كمك های اولیه و یوگا و آیین و روش دوست یابی و سخنرانی و... این قبیل كتاب های به قول معروف قطع جیبی هم كه امروز در دكان هر عطاری پیدا می شود، داخل قفسه ها نیست بلكه روی میزهای بزرگی سد راهتان است تا اگر چشم هایتان را هم ببندید پای تان به میز گیر كند و مجبور باشید برای بلند شدن از روی زمین چنگی به میز بزنید و ناگهان كتاب موردنظر را در دست تان احساس كنید.
اشعار برخی شعرای دیگر هم روی میزها چیده شده اند.
میدان آزادی- شهر كتاب المهدی
هرچند مدتی است این فروشگاه تعطیل شده اما حضور آثاری از اشعار... عطایی و كتاب های سروش و جلایی پور و بشیریه در ویترین این فروشگاه حكایت دیگری از عرضه كتاب های خاص بود.
گویا شهر كتاب به دنیا آمد تا مخاطبان مجبور به انتخاب كتاب هایی باشند كه برای شان لقمه های فرهنگی گرفته اند! آنها مجبورند اشعاری را بخوانند كه به نظر عده ای مجاز است اما در پس پرده مجوز نشر، اشعار ناخوانده دیگری هم دارند.
شاید اشاره به یكی از صحبت های سیمین بهبهانی در تأكید این گفته مؤثرتر باشد:
«من بسیار خرسند شدم و اعتماد به خود پیدا كردم و اعتماد به نفسم بیشتر شد! به جهت اینكه آقای اوباما نماینده ملت بزرگ، با تمدن و تحصیل كرده آمریكاست، وقتی نماینده این كشور از شعر من خوشش بیاید و آن را بخواند و به آن اهمیت بدهد من خیلی خوشحال می شوم و فكر می كنم كه باید از او سپاسگزار باشیم!»
بهبهانی وقتی این سخنان را به زبان راند كه باراك اوباما، رئیس جمهوری آمریكا در پیام نوروزی خود خطاب به مردم ایران در سخنانی خطاب به اندك حامیان و ایادی داخلی شان گفت: حكومت ایران نخواهد توانست با ایجاد رعب و سركوب مخالفان، آینده را شكل دهد. هرچند ممكن است زمانه تیره و تار به نظر برسد اما من با شما خواهم بود!
اوباما در بخش پایانی پیامش ترجمه انگلیسی شعر سیمین بهبهانی را خواند.
جای این است بپرسیم چرا كتب چنین نویسندگانی كه مورد الطاف دشمنان قرار می گیرد به راحتی و در تیراژ وسیع جزء كتاب هایی قرار می گیرد كه مردم در فروشگاه های شهر كتاب می توانند تهیه كنند؟
تقاطع شریعتی و مطهری- شهر كتاب مركزی
«از پشت دیوارهای خاطره» بیژن ترقی در ویترین شهر كتاب مركزی خودنمایی می كند. در كنار «بیگانه» و «سوء تفاهم» آلبركامو، «در باب شهریار» ماكیاولی و كتاب خاطرات ترقی دیگر خیلی حرف دارد.
عبدالكریم سروش، حسین بشیریه و هوشنگ گلشیری قفسه های زیادی را در شهر كتاب مركزی اشغال كرده اند به اضافه انواع كتاب های گارسیا ماركز، احمد شاملو تا افراد دیگری از این دست.
- خانم ببخشید این كتاب ها مجوز دارند؟
- بله كتاب های بدون مجوز نمی آوریم.
خانم سعیدزاده كه یكی از فروشندگان كتاب اینجاست، می گوید: كتاب ها را بر حسب نیاز مخاطبان می آوریم. سفارش می دهند و اگر نداشتیم برای شان تهیه می كنیم. بیعانه بدهید هر كتابی خواستید می آوریم.
- اما نویسنده بعضی از این كتاب ها كه خط فكری شان خیلی ایراد داره.
- مگه می شه كتاب مشكل داشته باشه؟ اگر سؤال دارین می تونید از مدیریت بپرسید. من اینجا فقط فروشنده ام.
مدیریت در دفتر مركزی هستند
- الو، دفتر مركزی شهر كتاب؟
- بله، با چه كسی كار دارید؟
- از دفتر روزنامه تماس می گیرم برای مصاحبه با مدیر مربوطه.
- گوشی. امتداد دیالوگ را آقای مدیر به دست گرفت و فوراً برای همان روز قرار مصاحبه گذاشت.
قابل پیش بینی بود. وقتی برای هر مصاحبه ای باید حداقل یك هفته ای منتظر بمانی چطور شهر كتابی ها این قدر زود، دیر شدن را درك می كنند.
«درمورد ما نوشته اند كه فروشگاه های ما كتاب نورالدین پسر ایران را ندارند. اگر هدف شان تبلیغ این كتاب بوده راه حل های دیگری هم هست!»
سیدمحمدرضا امام پور مدیر مالی و اداری شهر كتاب این را می گوید و فاكتورها را یك به یك روی میز می چیند و ادامه می دهد: ببینید همه این ها فاكتورهایی است كه ما پنجم فروردین ماه از سوره مهر كتاب نورالدین پسر ایران را خریداری كردیم تا در فروشگاه هایمان عرضه كنیم. بعد از عید هم فروشگاه ها هنوز كتابی نیاورده اند كه ما را در رسانه ها نقد كنند كه چرا كتاب های نورالدین پسر ایران كه خاطرات یك جانباز است را نداریم اما كتاب های بشیریه و سروش را داریم؟
وقتی از او راجع به حضور كتاب افرادی خاص مثل معاندان نظام می پرسیم می گوید: ازنظر ما در درجه اول كتاب هایی كه دارای مجوز هستند عرضه می شوند و ما به عنوان پدر و مرجع هستیم.
وی در پاسخ به این سؤال كه چرا كتاب هایی از معاندان نظام در شهر كتاب عرضه می شود، می گوید: ما اعتقاد داریم همه كتاب ها باید ارائه شوند تا اگر پاسخ یا نقدی وارد است، طرح شده و پاسخ آن داده شود! هیچ كتابی گزینش نمی شود به این معنی كه كتاب خاصی به خاطر گرایش خاصی نباید اینجا باشد، بلكه عكس آن صادق است. اگر بعضی از كتاب ها نباید مجوز بگیرند ما مرجع و مقصر نیستیم.
منبع: ستون گزارش روز كیهان

نظرات() 
How much can you grow from stretching?
جمعه 17 شهریور 1396 03:25 ق.ظ
I blog often and I genuinely thank you for your information. This article has truly
peaked my interest. I will book mark your site and keep checking for new details about
once per week. I subscribed to your Feed too.
Why is my Achilles tendon burning?
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:59 ق.ظ
I do accept as true with all the ideas you've presented to your post.

They are very convincing and can definitely work. Still, the posts are
very short for starters. May you please extend them a bit from subsequent time?
Thank you for the post.
mirnafones.hatenablog.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:05 ق.ظ
Pretty! This was an extremely wonderful post.

Many thanks for providing these details.
manicure
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 11:39 ب.ظ
I visited multiple sites however the audio quality for audio songs current
at this site is truly wonderful.
manicure
جمعه 11 فروردین 1396 02:30 ق.ظ
Greetings from Colorado! I'm bored to death at work so I decided to browse your website on my iphone during lunch break.
I love the knowledge you present here and can't wait to take a look when I
get home. I'm amazed at how quick your blog loaded on my phone
.. I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, fantastic site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
  • آخرین پستها

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :